Artist: 
Search: 
Reddit

زدبازی (Zedbazi) - Nakoni Bavar lyrics

هر بار قهر میکردی
میدونستم فرداش بر میگردی

آره داشتیم چند جا زنگ تفریح
ولی هر دفعه باز میومدم بکنم من از سرت باز

بگم تو دلمی ، خوشگلمی ، ککتلمی
حسمو میگیری مثل کوک رو لبمی

همه چی شروع بشه دوباره از نو دو قدمی
گرفتی اطمینانمو تحمل میکردی تو چتی ها منو

تو و من ، بود مثل سریالمو
نگاه میکردم خوب میکرد خیلی حالمو

با هم ، ولی بودیم دو تا ادم تک
که میشدیم تو البوما با همه تگ

ولی فصل ها رد شدن و دستا سرد شدن
حرفا بد شدن و ظرفا پرت شدن

من و تو که بودیم همش هی تو چشم
دیگه زیادیم واسه هم غی رو چشم

کاری نمیشه کرد ندیم هی طولش
آره حیف بودش

ولی بیا واقع بین باشیم
اگه عاشقیم باشیم ولی جدا از هم
مث تاپ و جین باشیم

سیاوش اگه دیگه سیجل تو نیست
نکن پیرهن تو خیس
چونکه رابطه رودیگه دیدم اکثر چیزاشو
غذا که تمومه باید از سر میز پا شد

اگه بهت گفتم که سر نوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور / نه ، نه نکنی باور
اگه بهت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور / نه ، نه نکنی باور

توی بغل تو / بودش فقط لیتو
توی سختی ها با تو مث علف صبح / رسیدیم اخرشو ، سخته باورش تو
ولی باورش کن / هنوز یادمه چون
رفتیم تا تهش و خوب بود همه چی / میدونستم لبات میدن طعم چی
نکشیم پایین همو ارزشمون بیشتر از ادمی که هست جلوی آینه مو

اول صبح میکردم من صبحونه درست
برات داغ میکردم شیر و نوتلا با تست

تا وقتی مسئولیت خونه ما با توست
همه چی رو به راه ، درست
ولی اشکام ریختن شونه هاتو شست
خیلی چیزا گفتم که الان پشیمونم
صورتم سفیده مثل گچه خونم

گفتی بچگونم ولی دیدی لشی تو من
دوس دارم رنگامون بازم پخش شه تو هم
ولی سیاه سفیدیم اصلا چی ها که دیدیم
سواره زندگی بودیم ولی الان پیاده میریم

تو هم دیگه هر چی ایراده دیدیم
شاید هم دیگه رو اصلا زیادی دیدیم

اگه بهت گفتم که سر نوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده

نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور
اگه بهت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور

همه چی خوب بود و اروم
انگار زندگی هم جور بود بامون
بوت بود پامون رو برفا و برگا
خاطره ها داشتیم ما هر بار و هر جا تو سرما و گرما
ولی الان که دیگه وقتی بغل همیم هم کسی دیگه سلام نمیده

چون برام رسیده همه دلارا رو هم
مثل فوتبال امریکایی کلاه ها تو هم

مثل خمارا تو ترک یهو صدا ها بلند میشد
در و همسایه همه چراغا روشن میشد

چرا با تو جنگ میشد ؟
چیه تقصیر من بوده

نه که رو نِرو همیم مثل دندون عقل کمبود وقت
واست گذاشتم و زدم بیرون از خونه شب

همش عوض میشدم مثل روزای تقویم
سرد بودم باهات مثل سوزای بد خیم

الان دم خونه دو تا چمدونه
کارای بچگونه
وختمون (وقتمون) آب شد سالوادو دالی (۱)
عکسمون قاب شد ولی جاتو خالی پ دیگه کاری باری ؟

اگه بهت گفتم که سر نوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور
اگه بهت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور

شب زدی حرفتو
آتیش زدی عکستو
حرفتو پس بگیر
رفتی ازم خسته ای
رفتی که از این به بعد این یه قدر و بدر و میندازی دور
میندازی دور ...

اگه بهت گفتم که سر نوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور

اگه بهت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست

نه نکنی باور
نه ، نه نکنی باور

*۱ - (اشاره به یکی از نقاشیهای این نقاش که ساعتها در حال آب شدن هستن توی تصویر)